روزنامه ایران پس از ۲۴روز توقف انتشار به دلیل تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات در توقیف موقت آن از اولين روز هفته آينده ( شنبه) در پيشخوان مطبوعات قرار مي گيرد.
روز گذشته شمار كثيري از نمايندگان مجلس طي بيانيه ها و اظهارات خويش ضمن تأكيد بر نقش مؤثر روزنامه ايران در عرصه اطلاع رساني خواستار بازگشايي اين روزنامه شدند.
دادستاني تهران رأي رفع توقيف روزنامه ايران را پس از آن صادر كرد كه شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت روز دوشنبه از پايان مراحل تحقيق و بازجويي درباره پرونده " ايران جمعه" خبر داد.
گزارشها حاكي است كه پرونده نشريه "ایران جمعه" و دو متهم آن هم اكنون در دادگاه انقلاب در حال رسيدگي است.نسخه دوم خردادماه آخرين شماره روزنامه ايران بود كه در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
اما آخرين خبرها...

فضاي مسموم و هياهويي كه پس از انتشار مطالب صفحه كودكان ويژه نامه ايران جمعه مورخ 22 ارديبهشت ماه پديد آمد ، فرصت تأمل جدي و منصفانه درباره اين محتواي اين مطالب را گرفت. در اين هفت روز توقيف روزنامه ايران نيز هيچ تريبون منصفي به اين نكته اشاره نكرد كه هيچ قصدي در كاريكاتور مذبور براي توهين به مردم شريف آذربايجان نبوده است.
ماجرا چه بود؟

سهيل و سارا دو قهرمان صفحه كودك و نوجوان ويژه نامه ايران جمعه به مناسبت فرارسيدن فصل تابستان، 9 روش را براي مقابله با سوسك ها مطرح كرده اند (1) كه متأسفانه برخورد مغرضانه اي براي تحريك قوميتي با اين متن و طرحها شده است. در روش اول كه به عنوان گفتمان مطرح شده است ، گفت وگو با سوسكها را به عنوان شيوه اول توصيه كرده است.
در اين بخش از متن آمده است: " بعضي ها معتقدن كه آدم نبايد از همون اول بره سراغ خشونت ورزي ، چون كه حيفه ، مزه اش مي ره. پس اول بايد سعي كنيم خيلي متمدنانه بنشينيم سر يه ميز و با سوسكها گفت و گو كنيم . اما مشكل اينجاست كه سوسك ، زبان آدم حاليش نمي شه. دستور زبان سوسكي هم آنقدر سخته ( هنوز هيج كي درست نفهميده كدوم فعل هاشون ing مي گيره ) كه هشتاد درصد خود سوسكهام بلد نيستن و ترجيح مي دن به زبون هاي ديگه حرف بزنن . وقتي سوسكا زبون خودشونو نمي فهمن، شما چه جوري مي خواين بفهمين؟! "
در طرح مربوط به اين روش، " سهيل" مي كوشد با زبان سوسكي با سوسك سخن بگويد :
" soosoo sooskey susko sooski soosking " منتها سوسك همانگونه كه در متن اشاره شده ( 2 ) دستور زبان خودش را بلد نيست و لذا با زبان ديگري غير از زبان خودش سخن مي گويد. بنابراين صراحتاً نويسنده تاكيد مي كند كه زبان تركي ( كه در طرح namana به عنوان نماينده آن تصوير شده ) زبان سوسكها نيست و اين در تضاد با اتهام وارده به كاريكاتور است.

يك دليل ديگر اينكه در روش چهارم پيشنهاد شده براي مقابله با سوسكها ( دمپايي) و طرح مربوطه از زبان سوسك عبارت " نه جون مادرت هي هي هي هي " به زبان فارسي ارائه شده است. ( 3 )
اين بار سوسك عبارتي فارسي را بر زبان رانده و اين ابهام پيش مي آيد كه پس به زبان فارسي توهين شده است اما در نظر گرفتن نكته فوق الذكر كه سوسكها ترجيح مي دهند به زبان ديگري غير از زبان خودش سخن بگويد ، اين اتهام نيز رد مي شود.
بنابراين همانطور كه واضح است هيچ گونه تعرضي به زبان تركي يا فارسي صورت نگرفته و ضروری است که به ديده انصاف باري ديگر اتهام وارده و متن نوشته مرور شود.
امروز صبح يك منبع نزديك به ديپلماتهاي ايراني از پاسخ چهار صفحه اي بوش به نامه احمدي نژاد خبر داد. از آن لحظه تا كنون بي بي سي و سي ان ان و اخبار ياهو را چك كردم ، هنوز كه خبري از اين موضوع نيست. شايد براي نخستين بار است كه اين خبر از طريق اين وبلاگ در اينترنت منتشر مي شود.
ویرایش ۲ ( چهار روز بعد از ارسال پست ) : خبر کیهان
تحليل ويژه" از سرزمين پارسه" Exclusive Report
مبادله پیامهای کوتاه تلفن همراه (SMS)و نامه هاي الكترونيك با موضوع "تهديد آثار باستاني منطقه پاسارگاد " ، "به زير آب رفتن آرامگاه كوروش" و "فروپاشي تدريجي تختجمشيد" در پي آب گيري كامل سد سيوند واقع در چند كيلومتري اين منطقه ، اين مسأله را به دغدغه بسياري از هموطنان تبديل كرده است و گذشته از آن دررسانه هاي بين المللي نظير دويچهوله(صداي آلمان) و ... بازتاب يافته است.
نگاهي به اخبار رسانه ها نشان مي دهد كه گروههايي نيز با اين تلقي از مسأله وارد پيگيري حقوقي براي جلوگيري از تكميل ساخت سد سيوند شده اند. در صورت تحقق چنين امري ، پرونده سد سيوند به دومين پرونده حقوقي پر سر و صداي حوزه ميراث فرهنگي كشور (پس از مسائل و تنشهاي مربوط به حفظ حريم بافت ميدان تاريخي نقش جهان اصفهان) تبديل خواهد شد.
البته اين مي تواند اوج و نهايت دستاوردهاي دوستداران ميراث فرهنگي قلمداد شود، چرا كه چالشهاي جدي در راه تبديل اين مسأله به " نقش جهان"ي ديگر وجود دارد همچنانكه هنوز سازمانهاي بينالمللي نظير يونسكو ضرورتي به دخالت در اين مسأله را نديدهاند.
چالش نخست آنكه ، نگاهي به واقعيتهاي موجود در رابطه با موقعيت جغرافيايي درياچه سد سيوند روشن كننده ابعادي از قضيه است كه به عمد يا ناخواسته بزرگنمايي شده است.
درياچه سد سيوند در زمان پايان آبگيري و بهره برداري از اين سد خاكي، تنها محدوده اي از منطقه پاسارگاد را فرا مي گيرد. منطقهاي كه آرامگاه باستاني كوروش را در خود جاي داده است و البته در كالبد اين منطقه به احتمال قوي يادگارهايي از ايران باستان خفتهاند.
به گفته كارشناسان ، درياچه سد "راه شاهي" را كه در زمان هخامنشيان ميان سه مركز سياسي مهم آن كشيده شده بود را منقطع ميكند. اين به آن معناست كه مسير ارتباطي ايران عصر طلايي هخامنشي و گذرگاه "چاپار"ها به يكباره از دسترسي باستانشناسان خارج خواهد شد. اينكه چه گنجينهاي در اين مسير نهفته است موضوع فعاليت يك سال اخير گروهي از باستانشناسان داخلي و خارجي است كه در منطقه در حال ثبت و كاوشهاي باستاني هستند.
به گفته آگاهان، اگر اين گوهرهاي دروني منطقه پاسارگاد قرار باشد براي هميشه دستنخورده و ناشناخته بمانند، اما به هر حال آرامگاه كوروش در اين منطقه همچنان روايتگري از ايران باستان خواهد ماند؛ هرچند كه عدهاي تلاش دارند بگويند اين آثار ثبت شده در ميراث جهاني نيز در قعر آبهاي درياچه سيوند آرام خواهد گرفت.
از ديگر سوفروكش كردن تختجمشيد نيز شايعهاي بيش نيست؛ به عللي نظير آنكه تختجمشيد كيلومترها (فكر مي كنم چيزي در حدود ۵0 كيلومتر) از درياچه سد فاصله دارد و نيز اينكه طراحان تختجمشيد با محاسبه بالا بودن آبهاي سطحي در دشت مرودشت، كانالهايي ويژه را براي سيستم فاضلاب بنا در بستر تختجمشيد كشيدهاند، به ديگر عبارت اگر قرار بود تختجمشيد فرو ريزد بايد در 2500 سال گذشته فرو مي ريخت.
نكته ديگر آن كه در سال 72 كه رئيسجمهوري وقت كلنگ ساخت سد سيوند را بر زمين كوبيد زمان انديشيدن و رفع دغدغه هموطنان بود. مشخص نيست كه در آن زمان مسائلي چون زير آب رفتن آرامگاه كوروش و بخشي ازمسير جاده شاهي در ارزيابي و محاسبات كارشناسان جايگاهي داشت يا كه نه؛ اما به هر حال شروع يك پروژه عظيم سدسازي كه هزينههاي هنگفتي براي كشور دارد، ميطلبد كه چنين تحقيقاتي انجام ميشده است.
البته پيامدهاي سد سيوند براي حركت عشاير و مناطق زيستي آنها نيز بايد در اين تحقيقات جاي خاص خود را داشت.
به هر حال ، امروزاين مسأله به موضوعي مهم در افكار عمومي ايرانيان داخل و خارج تبديل شده و اين مسأله با روي كار آمدن دولت جديد در ايران همزمان شده است.
شايسته است با اعمال حساسيتهاي ويژه و كاستن از آسيبهاي احتمالي به ميراث فرهنگي ايران باستان، دولت دو هديه را به مردم تقديم كند: يك هديه (به نام سد سيوند) به كشاورزان منطقه مرودشت كه ركورد توليد محصول استراتژيك گندم كشور را در اختيارخود دارند و هديه ديگر به همه دوستداران تمدن ايران باستان و از همه مهمتر فرزندان آينده اين مرز و بوم كه درباره عملكرد ما قضاوت ميكنند.